ئاواته كان ئيدى بوون به خاطره
ئيدى بوون به خاطره
مال ئاوا...
ئيدى بوون به خاطره
مال ئاوا...

خیلی خسته ام، خیلی خیلی خسته ام، از این دنیا، از
این زندگی، از این روزها و شب های تکراری، حتی از خودم خسته ام، این تنهایی
و بی کسی با غم و غصه هاش دیوونه ام کرده. خسته شدم بس که گریه کردم، بس
که خیره شدم به دیوار بی رنگ روبروم و بغضم ترکید. آخ که چقدر تنهام
به
هر کی نگاه می کنم دردو تو نگام نمی بینه، با هر کی حرف می زنم فقط می خواد
اشکامو پاک کنه، نمی خواد حرفامو گوش بشنوه. همه با غم و غصه هام غریبه
ان، حتی تو
آخ تو! یاد تو که می افتم بغضم دوباره می ترکه. صورتم از اشک
خیس می شه، دلم برای هزارمین بار می شکنه. حتی تو بهم پشت مي كني . حتی تو
آخه
من به کی بگم غم و غصه هامو؟ از همه بریدم به خاطر تو. از همه بریدم تا
برسم به تو. به تو رسیدم اما به سرابت، به رویات. نگاهت می کنم نگاهم می
کنی، می خندی اما نمی فهمی چی می گم، نمی فهمی چی می خوام! نمی فهمی بهم
پشت می کنی می ری
اونوقت فقط یه آرزو می کنم کاش یه کم برات مهم بودم.
کاش تو دلت بودم. خودتم نمی خوام کاش یه ذره از عشقتو داشتم. آخه تو نگات
هیچ عشقی نمی بینم. آخ که چقدر تنهام. حتی تو باهام غریبه ای؟ بغضم می ترکه
حالا
جز بارون اشکام کی یارم می شه؟ جز دستام که صورتمو می پوشونه کی اشکامو
پاک می کنه؟ کی نوازشم می کنه؟ کی باهام حرف می زنه؟ کی جز خودم...؟
آخ
که چقدر تنهام
خدایا فقط تو می دونی چقدر تنهام، چقدر تنها، چقدر خسته،
چقدر عاشق، فقط تو می دونی


عشق مثل قايقي هست که در اعماق دريا غرق ميشود ولي دوست داشتن مثل قايقي هست که رو اين دريا آرام به حرکت ادامه ميدهد پس دوست داشته باشيم نه عاشق شويم
ژیان فیری کردم که
عه شق له که ناری یه ک بوون
و هاونه فه س بوون نیه
به لکو له که ناریک وه ستان و ته نها و
به ته نها ته ماشا کردنه
پێم وتهبۆێت:
پێم وتهبۆێت نیگاكانت له خهیاڵما ههناسهمه
پێم وتهبۆێت ههزار هێندهش له من دور بێت
خۆشهویستیت پێناسهمه... پێم وتهبۆێت