له ژیر باراندا...


به قطره های باران



كاش آسمان گریه اش را اندكی به تاخیر می انداخت
پس چه بهتر كه به خورشید كمك كنم
می توانم آن قدر قدم بزنم كه
خیابان زیر پایم خشك شود
این گونه
خورشید آسانتر می تواند
اشك ابرها را از گونه ی خیابان پاك كند
راستی می توانم
به تماشای نمایش باد بنشینم
ماجرا ی باد است و برگ
نمایش خوبی است
باد چه زیبا و طبیعی نمایش بازی می كند
آن قدر زیبا كه برگ ندیده عاشقش می شود
برگی كه هنوز ساده است
ولی مهم ترین جای ماجرا این جاست
که عاشقانه دوستت دارم

+ نوشته شده در 2009/10/25 ساعت 13:29 توسط خهیاڵ
|