هیچکات نه تزانی...

اگر میدونستی چقدر دوستت دارم
تو میفهمیدی که
بدون تو ،تمام روزهایم بی رنگ هستند
بدون تو ،دیگه هرگز شادی وجود نداره
اگر تو میدونستی
غم و غصه من وقتی است
که تو دور از منی
و عشق از هیچی به اندازه شنیدن
صدای تو به وجد نمی آید
آرزوهای زیادی مرا به رویا می برند
و لبخند توست که به من
اجازه امیدوار شدن میده
عشق بزرگی که مرا دیوانه و خمار کرده
مردن از لذت
نوازش کردن تو
...
در اعماق چشمها مرا نگاه کن
نمی بینی که آنها غمگین و ناراحتند (بدبختند)!
کافیه که تو برای من باشی
چه خوشبختیه در قلبم که این اتفاق بیفته
اگه تو میدونستی که چقدر دوستت دارم
چه خوبه که عاشق باشیم
برا ی اینکه زندگی دیگه این طور نخواهد بود
وقتی که ما بتوانیم با هم زندگی کنیم

+ نوشته شده در 2010/4/8 ساعت 0:1 توسط خهیاڵ
|