...













نه این قرارمون نبود تو بی خبر بری
من خسته شم که تو بی همسفر بری
نه این قرارمون نبود من رنگ شب بشم
تو سرسپرده شی من جون به لب بشم
باور نمی کنم این تو خود تویی
این تو که از خودش بی خود شده تویی
باور نمی کنم عشق منی هنوز
گاهی به قلب من سر می زنی هنوز
وقتی زندونی تو هوس
مثل پروازی تو قفس
این رسم همراهی نشد ای همنفس
وقتی قلبت از من جداست
سرگردون بی همصداست
انگار دستت با دست من نا آشناست
باور نمی کنم این تو خود تویی
این تو که از خودش بی خود شده تویی
باور نمی کنم عشق منی هنوز
گاهی به قلب من سر می زنی هنوز
باور نمی کنم................












+ نوشته شده در 2010/6/20 ساعت 21:23 توسط خهیاڵ
|