دوێنێ

دریا بودم...

دیروز دریا بودم و رود به من جریان داشت

دیروز...

ماهی بودم

شکارمرغکی ماهیخوار...

دیروز...

برف بودم...

 از نشاط میباریدم من

نه از سردی باد..

نه از خاطر آن ابر بزرگ...

دیروز در اندیشه دیروز بودم...

سایه ام...

با سایه آن درخت یکسان میزد

دیروز شاخه هایم پر نیلوفر بود

دیروز پرنده بودم...

نغمه سر میدادم...

دیروز...

لحظه ها سادگی معنیشان زیبا بود...

به سادگی گذر  یک رود روان...

به سادگی پیر شدن...

به سادگی فرسودن...

دیروز در لحظه بودم...

در لحظه باریدن ابر...

لحظه رشد گیاه...

لحظه تولد یک نوزاد...

دیروز..

آه دیروز...

دیروز من دریا بودم...

برف بودم میباریدم من..

.من پرنده بودم...

نغمه سر میدادم...

دیروز میروییدم من...

سایه ام با آنٍ درخت، یکسان میزد...

دیروز در لحظه،

 به اندیشه لحظه،

 من چه بیدار شدم!