هـــی کـــافـــه چـــی!
دستـــور بــده
سیـــگــار بیـاورنــد
... و پاســور هـــم...
و مـــردهـا را دور میــز مــن جمـع کــن! ...
بگــو بنــوازنــد........
.
.
.
شایـــد غیرتــی شـــد و بــرگشت!!
.
.
.
شایـــد غیرتــی شـــد و بــرگشت!!
یکــ فنجآن چاے داغ
وَ نگاهِ خیره اَمــ به آن
که عرق بــِ چهره فنجآن نشانده!
از این چاےِ داغ همــ کمترے آیا؟
که حتے ضجه هایمــ نیز مانعتــ نشد
چه رسد به عرقِ شرم کردنتـــ از هُرمــِ نگاهم!!!
دل درد گرفته ام از بـس فنـجان های قهوه را سر کـشـيده ام
و تو
ته هيـچـکدام نـبـودی
میخواهم قهوه بخورم
تلخ است
لطفا کمی به فنجانم نگاه کن
ما همیشه به اندازه ی
یک فنجان چای شیرین وقت داشتیم
ولی ...
هیچ گاه حرفی جــز
تلخی جدایی ها نزدیم !!!ـ
دارم با نبودنـَتـــ کنار مے آیـَم
فقط
با بودنـَتــ کنارَش
کنار نمے آید دلـَمـ
درد ، مرا انتخاب کرد
من ، تــــو را
تـــــو ، رفتن را
...
...
آسوده برو ! دلواپس نباش
من و درد و یـــــــادت تا ابـــــــد با هم هستیم
دلم خيلي گرفته ... !
دلم به اندازه دنيا گرفته ...!
انگار كه دلم مث آسمون ابريه ... ميخواد بباره اما نميدونم كي و كجا ؟! ... خسته شدم !
هيچكس نفهميد چي تو دلم ميگذره ... هيچكس تنهايي منو حس نكرد ...!؟
اي روزگار ... منم مث تو مات اين قصه ام ...من از عشق بارون به دريا زدم ...
تو از هر مسيري بري ، ميرسي ... تو از هر دري بگذري ،ميگذري ؟! دعا ميكنم تا اجابت بشه !
+ نوشته شده در 2011/11/17 ساعت 20:12 توسط خهیاڵ
|