اشكي براي شـــوق

        شوقـــي براي درس

                درسي براي ميــــــز

                        ميزي براي کـــــــــار

                                کاري براي نـــــــــان

                                        ناني براي تخــــــــت

                                                تختي براي خـــــواب

                                                       خوابي براي مـــــرگ

                                                                مرگي براي سنــــگ

                                                                        سنگي براي يـــــــاد

                                                                                يادي براي اشـــــــك

ايـــــــــــــــــــــن اســـــــــــــــــــــت مــــــــفـــــــــــهــــــــــــوم زنــــــــــــــــدگـــــــــــــــــي


 
 

آدمـك آخــــر دنيــــاســت بــخـــنـد                            آدمك مرگ همـين جاسـت بـخـنـد

دست خطي كه تو را عـاشق كـرد                            شــوخـي كاغـذي مـاسـت بـخـنـد

آدمــك خــر نــشــوي گـريـه كــنـي                            كــــل دنـيــا ســراب اســت بـخـنـد

 آن خدايي كه تو بزرگش خـواندي                            بـه خـدا مـثـل تـو تـنـهـاست بخـند


 
 

می خوام برم پرينت قلبم رو بگيرم تا باورت بشه كه چقدر دوستت دارم خـــــیال جون...!!!


 
 

بهانه ای عزیز جان من من برای مرگ خود یک بهانه می خواهم یک بهانه ی پوچ عاشقانه می خواهم از غمی که می دانی با تو بودنم ، مرگ است بی تو بودنم هرگز گر بهانه این باشد من بهانه می گیرم عاشقانه می میرم

 
 

اگر خیال داری دوستم بداری همینک دوستم بدار اکنون که زنده ام... صبر نکن تا بمیرم... بدان که آنوقت هرگز صدایت به گوشم نخواهد رسید ومجبور می شوی حرف های نا گفته قلب ساده ات را در فراسوی یه مشت خاکسترسرد پنهان کنی پس اگرذره ای عشق من در دلت ماوا دارد اگر دوستم داری بگذار زنده بمانم دوستت دارم عزیزم


 
 

  بعضی وقت ها چشم هایم به قلبم حسودی می کنند چون تو همیشه تو قلبمی ولی از چشم هایم دوری...........                                


 
 

یک روز تو جهنم همدیگر را میبینیم اخه هر دو تا مون جهنمی هستیم...........تو به جرم اینکه قلبم را دزدیدی و من به جرم اینکه به جای خدا تو را ستایش کردم.


 
 

عشق ایستادن زیر باران و خیس نشدن با هم نیست عشق این است که یکی برای دیگری چتری باشد بطوریکه او هرگز نفهمد که چرا هیچ وقت خیس نشد.


 
 

وقتی که خاکم میکنن بهش بگید پیشم نیاد

 

بگید که رفت مسافرت بگید شماره ای نداد

 

 

یه جور بگین که آخرش از حرفاتون هول نکنه 

 

طاقت ندارم ببینم به قبر من نگاه کنه

 

 

دونه به دونه عکسامو بردارید آتیش بزنید

 

هرچی که خاطره دارم برید و از بیخ بکنید

 

 

نزارید از اسم منم یه کلمه جا بمونه

 

نمیخوام هیچوقت تنمو توی گورم بلرزونه

 

 

برو نمیخوام ببینی خونه ی من خالی شده

 

همدم من به جای تو ریگای پوشالی شده

 

 

اونکه میگفت میمرد برات دیدی راست راستی مرد

 

رفت و همه خاطرشم به خاطرت برداشت و برد

 

 

بهش بگید نشست به پات بهش بگید نیومدی

 

بگین هنوز دوستت داره با اینکه قیدشو زدی

 

 

نشونیه قبر منو بهش ندین خوب میدونم

 

میاد جای همیشگی سر قرار تو رودخونه

 

 

 

برو آتیش به قلب من نزن بزار نگاهت از یادم بره

  

   بزار واسه همیشه قلب من شل بشه با کلی خاطره

                                     


 
 

قلب مادر

من نیز دوست دارم مادرم را در این روز پاس دارم و گرامیش دارم. گرچه خدای من! خوب می دانی دردی از من در سینه اش هست و  بسیار برایش بد بوده ام. اما از باب شعر مادر ایرج میرزا  میدانم که او مرا دوست دارد و میبخشاید. در اینجا نیز بخشی از شعر ایرج را می گذارم تا تاثیر آن را همیشه با خود داشته باشم.


 
 

امروز  روز مادر است! روز زن

 مادر! چه کلمه سهل و ممتنعی. چه کلمه مقدسی و چه مفهوم زیبایی! جالب است که زبانهای مختلف برای مفهوم مادر کلماتی در همین حدود دارند. ماذر - مامان - مام - ام و... برای گفتن آن  لب حالت خاصی می گیرد! اوج احساس و عاطفه! اوج دوستی و محبت.

 

خدای من! مادر، اسطوره ای مقدس است در زندگی انسان. بزرگ و بلند. شاید نیمی از انسانها مادر شوند اما بازهم مادر بودن و مادری کردن مفهومی مقدس است.

از لحاظ جامعه شناسی، مادر نوعی نقش اجتماعی است. نقشی که معلوم نیست اکتسابی است یا ذاتی! فرزند بودن و دختر بودن نوعی نقش اجتماعی است با کارکردها و وظایف اجتماعی خاص خود که ذاتی است و هیچ کس نقشی در آن ندارد. اما شغل هر فرد، نقش اکتسابی اوست. در این میان معلوم نیست مادر بودن نقش ذاتی است یا اکتسابی. شاید اکتسابی بودنش بچربد، اما شرایط اجتماعی و فیزیولوژیکی هر زنی را به مادر بودن و هر مردی را به پدر بودن می کشاند. نمی دانم به هرحال مادر و مادری به نظر من در حیطه تحلیل های جامعه شناختی نمی گنجد. نمی توانیم آن را تنها به عنوان یک فرد با نقشی خاص در نظر بگیریم. مادر و فرزند رابطه ای متقابل و حیاتی دارند که بدون آن قوام جامعه شک برانگیز است! تجربه نیز نشان داده اقداماتی در مسیر کمونیستی کردن جوامع و دور کردن آنان از خانواده و زندگی خانوادگی، و به سر کار بردن مادران تبعات و نتایج غیر قابل باور و نامطلوبی به دنبال دارد. کیبوتص ها در اسرائیل و شوروی و... که در همین راستا آغاز به کار کردند، همگی طعم شکست را چشیدند. لذا ما نیز مانند اکثر فرهنگ های دنیا مادر را می ستاییم و او را پاس می داریم. با اینکه در تمام جهان روز دیگری به این عنوان یعنی روز مادرشناخته میشود و گرامی داشته میشود. اما  ما ایرانیان و شیعیان به احترام مادری بزرگ و مقدس که البته کمتر میشاسیمش و فقط از درد سینه او مطلعیم نه افکار و عقاید و رفتارش! روز ولادت او راگرامی می داریم. روز ولادت دختر نبی اکرم و همسرعلی مرتضی، مادر حسنین و زینب کبرا، حضرت فاطمه زهرا (س) . با این جملات به یاد سخنان دکتر علی شریعتی افتادم که چه زیبا گفته هر چه درباره زهرای مرضیه گفته، آن القاب و شرایط را فاطمه نمی داند و در آخر می گوید: 

 ((فاطمه فاطمه است)).

من نیز دوست دارم مادرم را در این روز پاس دارم و گرامیش دارم. گرچه خدای من! خوب می دانی دردی از من در سینه اش هست و  بسیار برایش بد بوده ام. اما از باب شعر مادر ایرج میرزا  میدانم که او مرا دوست دارد و میبخشاید. در اینجا نیز بخشی از شعر ایرج را می گذارم تا تاثیر آن را همیشه با خود داشته باشم.


 
 

مامانی من ؛دوست دارم؛ عاشقتم ؛قربونت برم؛ فدات شم ؛درد و بلات بخوره تو سرم ؛ نفس منی؛ جون منی ...الهی همیشه راحت و سلامت زندگی کنی......


 
 

منزلت رفيع مادر:

حساسيت وظايف مادر به قدري والا و دقيق است که توجه يا عدم توجه به آن، تأثير آشکار و عميقي بر آينده کودک و جامعه مي گذارد. در حقيقت، مقام مادري پستي کليدي در جامعه است.

استاد جوادي آملي در مورد مقام مادر مي فرمايد: «نه اعضاي خانواده مجازند مقام شامخ مادري را تنزل دهند، نه افراد جامعه مي توانند منزلت رفيع مديريت داخلي خانه را سبک تلقي کنند، نه نظام حکومتي و سيستم اداره جامعه حق دارد از بهاي لازم آن غفلت يا تغافل کند، و نه خود زنان مأذونند که از شناخت چنين جايگاه رفيعي جاهل بوده و يا تجاهل نمايند.»

 


 
 

بلنداي مقام مادري:

استاد جوادي آملي درباره توجه و اهتمام زنان به امور خانواده و وظيفه حساس مادران مي فرمايد: «مبادا  ارزش هاي مادي و عادي، مقام والاي مادري را به دست نسيان بسپارد و آن را کمتر از سمت هاي ديگر وانمود کند و خانه داري و مديريت داخلي خانواده که رکن اصيل جامعه اسلامي است، کم رنگ گردد».


سه شنبه 4 تیر1387 | آرشیو نظرات

 
 

عظمت مقام مادر:

در قانون خلقت، هرچه مقام آفريده اي بالاتر است، وظايف او هم سنگين تر مي شود. در اين ميان، زن که به عنوان انسان، جانشين خدا در زمين و به عنوان مادر، پرورش دهنده افراد جامعه بشري است، از مقام بلند و والايي برخودار است. آيت الله جوادي آملي، در مورد عظمت مقام مادر و وظايف او چنين مي نويسد: «يک سلسله مسئوليت هاي پرورشي به عهده مادر است که مرد از آن محروم است. زن حداقل سي ماه يک سري مسئوليت هايي دارد که مرد ندارد. در اين سي ماه که کودک مستقيماٌ از مادر تغذيه مي کند، مادر مسئول حفظ دو نفر است؛ يکي براي خود و ديگري براي کودک. آيا اين عظمت زن نيست؟ اين مسئوليتي نيست که ذات اقدس الهي به زن داده است که به زن فرمود: مسئوليت در حفظ انديشه ها، افکار و عقايد بيش از مرد است. تو مسئول دو نفري. از اين رو مواظب افکار و انديشه هايت باش؛ زيرا که بسياري از مسائل، از راه انديشه به فرزند مي رسد».


سه 

 
 

باغبان هستي:

مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد.

پیشکه شه به خاتونی گه وره م